تو را آنگونه میخواهم که زندانه زلیخا را کمک کن آه تو جانا بگیرد دامن ما را
ندارم, هیچ امیدی, به این دنیای تبعیدی
که من از بد بیابانی
گرفتم راه دریا را دریا را
چنان از دیدنت دورم که باور کرده ام کور ام تو کاری کن بدونه
تو نبینم صبح فردا را
شکستم ...!!!...ما را در سایت شکستم ...!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 165